در خبرها آمده بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی تبلیغ کالاهای خارجی را که مشابه داخلی آن در کشور موجود است ممنوع کرده است. اما چرا باید بعد از نامگذاری سال 91 به سال حمایت از کار و سرمایه ایرانی توسط رهبر انقلاب مسئولین شورای عالی انقلاب فرهنگی به فکر چنین مصوبه ای بیفتند؟
بعد از نام گذاری سال گذشته از سوی مقام معظم رهبری به نام جهاد اقتصادی بسیاری از فعالین اقتصادی انتظار داشتند برنامه های اقتصادی کشور به سمت حمایت از تولید برود اما شاهد ان بوده ایم که این موضوع نه تنها اتفاق نیفتاده است بلکه تولید کنندگان با مشکلات فراوانی مواجه بوده اند که این موضوع باعث نامگذارش سال جدید با نام تولید ملی از سوی رهبری عالیقدر نظام اسلامی شده است.
به اطراف نگاه کنید؛ صدای «قولو لا اله الا الله تفلحوا» را بشنوید؛ از لیبی، از بحرین، از یمن، از مصر، از عربستان، از تونس. عطر دلانگیز انقلاب ما خیلی وقت است که دل مردم جهان را برده است. عطر خوشبوی انقلاب اسلامی جرقه خروش نهایی را زده است. گذشته سرخ ما در کربلا، اکنون خون مسلمانان را به جوش آورده و مردم ایثار میکنند تا به آینده سبز ظهور مهدی (عج) برسند.
سال «جهاد اقتصادی» رو به پایان است و رسانهها نیز مطابق رویهی تکراری هرساله، میزان تحقق اهداف درنظر گرفته شده برای این نامگذاری و دلایل ناکامیهای احتمالی را به کند و کاو گذاشتهاند. در این راستا، این سؤال مطرح است که چرا عمدهی مطالبات رهبری در قالب نامگذاری برای سالها آنگونه که شایسته و بایسته است پیگیری و تعقیب نمیشوند؟
مردم آمدند تا فردی صالح، شایسته، متدین، متعهد، متخصص و دردآشنا را برای مجلسی که در راس امور قرار دارد انتخاب کنند. آمدند تا نظام اسلامی ایران را که متکی بر ایمان، عواطف و علایق مردم است را بیمه کنند. آمدند تا باحضوری که براساس گمانه زنی های منابع رسمی نسبت به دوره گذشته رشد قابل قبولی داشته است، توطئه استکبار جهانی و ایادی آن در اعمال تحریم های مختلف برکشورمان را نقش بر آب کنند.
حوادث پس از انتخابات 88 سنگ محکی بود برای بصیرت مردم که امت امام خامنهای در چه وضعی از حدود بصیرت قرار دارند و همه دشمنان داخلی و خارجی (شاید در اوج حیرت) نظاره گر حمایت یک امت از امام خود و حفظ نظام تنها با سلاح بصیرت بودند.
اگر در هفتههای اخیر اخبار رسانههای ضدانقلاب و همچنین تیترهای روزنامههای رقیب اصولگرایان را دنبال کرده باشیم، شادی و ذوقزدگی آنان از رقابت لیستهای اصولگرا به وضوح قابل مشاهده است.
و در اینجا باید گفت یکی از اساسی ترین مشکلاتی که در جا انداختن نقش مردم در حکومت اسلامی داشته ایم، سیطره تهدید محورانی است که همیشه از نقش مردم ترسیده اند و جمهوریت را در مقابل اسلامیت دیده اند. آنانی که درک نکرده اند امام روح الله را. آنانی که همیشه تفکیک کرده اند مقبولیت و مشروعیت و کارآمدی نظام اسلامی را. این افراد به گونه ای استدلال مشروعیت حکومت اسلامی را می چینند که در پس ذهن شان ترس از بی دینی و انحراف مردم، بصورت نمایانی به چشم می خورد. و این ترس، منافات کامل دارد با اعتمادی که امام خمینی و رهبر معظم انقلاب به مردم دارند و حضور مردم را بیمه کننده سلامت انقلاب اسلامی می دانند.
یک اثر دیگر که انقلاب اسلامی در سطح گفتمانی بر جهان پیرامونی خود داشت، احیای نقش مردم در حکومت و اداره جامعه است. نحوه شکلگیری و به ثمر نشستن انقلاب اسلامی در بعد سیاسی، حفظ اصول اولیه انقلاب و باقی ماندن در مسیر اولیه پس از سه دهه، دفاع در مقابل تهاجمات خارجی همانند جنگ تحمیلی و موارد متعدد دیگر نشان داده است که نقش مردم نقشی مهم و اساسی است. در حالیکه تا قبل از انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام اسلامی، مدل لیبرال دموکراسی پرمدعاترین مدل سیاسی برای نقش افرینی مردم بود. اما در همان مدل نیز نقش مردم، نقشی تشریفاتی بوده و بیشتر امور سیاسی به دست اقلیتها و لابیهای قدرتمند سیاسی بوده است.
با در نظر داشتن مراحل مختلف انقلاب اسلامی ایران روشن است که گسترش و بسط فضای رقابتی میان اصولگرایان و ارائه لیست های متعدد، نه تنها نگران کننده نیست بلکه به دلیل قرار گرفتن مجتهدان و عالمان در رأس این رقابت و حضور نیروهای انقلابی، ولایی و کارآمد، شرایط را برای نیل به مرحله تحقق جامعه اسلامی بالندگی فضای گفتمانی و شکل گیری افق های جدید پیش روی نظام اسلامی کشور هموار می سازد.